معماری پست مدرن (قسمت دوم )


به طور كلي معماري پست مدرن بايد پاسخگوي مسائل ذيل باشد، به عبارت ديگر مسائل ذيل بايد فرم ساختمان را مشخص كنند:
1- خصوصيات فرهنگي، اجتماعي، تاريخي و اقتصادي افرادي كه از آن ساختمان استفاده ميكنند.
2- خصوصيات شهري ، خيابان، ميدان، كوچه، مغازه.
3- شرايط اقليمي ، رطوبت، سرما، گرما، جنگل، صحرا.
4- نحوهي زندگي روزمرهي اهالي ساختمان ، نيازهاي آنها، عادات آنها، طرز استفاده و پيش زمينههاي ذهني آنها در رابطه با فرمهاي زيستي.
خانهي مادر رابرت ونچوري نماد معماري پست مدرن است. در اين خانه ايدهي خانه، خانه است، بيان شده است.
در حالي كه در دههي شصت و هفتاد ميلادي، بسياري انقراض قريب الوقوع معماري مدرن را پيش بيني ميكردند و حتي ساعت دقيق انقراض آن اعلام شده بود، چهرهي ديگري از معماري مدرن در حال شكل گرفتن بود.
پيتر آيزنمن، مايكل گريوز، چارلز گواتمي، جان هيداك و ريچارد مهير[1] پنج معمار جوان آمريكايي بودند كه با چاپ كتابي به نام پنج معمار به معرفي ساختمانهاي خود كه الگوي آنها عمدتاً، ساختمانهاي سفيد رنگ كوربوزيه (مانند ويلا ساوا) بود، پرداختند. به عبارت ديگر، منبع الهام اين پنج معمار، ساختمانهاي دوراني بود كه شديداً مورد انتقاد ونچوري و جنكز قرار داشت.
اكثر ساختمانهاي مكعب شكل اين معماران جوان به رنگ سفيد بود، از اين جا سبك آنها به نام پست مدرن سفيد و بعدها نئومدرن نامگذاري شد و پست مدرن ونچوري، پست مدرن خاكستري نام گرفت، زيرا نه سفيد بود و نه سياه، بلكه التقاطي از موضوعات مختلف بود.





محمد جديري عباسي