سبك ديگري كه در اين زمان به وجود آمد و ريشه در فلسفه‌ي رمانتيك دارد، سبك ارگانيك است.

     معماري ارگانيك در اواخر قرن نوزدهم توسط "فرانك فرنس" و " لوئيس ساليوان" شكل گرفت. اوج شكوفايي اين نظريه را مي‌توان در نيمه‌ي اول قرن بيستم در نوشتارها و طرح‌هاي فرانك لويد رايت مشاهده كرد.

     رايت شاگرد ساليوان و ساليوان شاگرد فرنس بود. ساليوان در مورد مصالح مي‌گفت: «سنگ و ملات در ساختمان ارگانيك زنده مي‌شوند». اين موضوعي است كه رايت بهتر از هر معمار ديگري آن را در ساختمان‌هايش نشان داده است.

     رايت مخالفتي با تكنولوژي مدرن نداشت اما معتقد بود كه تكنولوژي وسيله‌اي است براي رسيدن به يك معماري والاتر كه از نظر وي همانا معماري ارگانيك بود. او ارگانيك را در نه عبارت ذيل تعريف كرده است:

1- طبيعت: فقط شامل محيط خارج نمي‌شود بلكه شامل داخل بنا و اجزاء آن نيز مي‌باشد.

2- ارگانيك: به معن همگوني و تلفيق اجزاء نسبت به كل و كل نسبت به اجزاست.

3- شكل تابع عملكرد: فرم و عملكرد يكي هستند و عملكرد صرف صحيح نمي‌باشد.

4- لطافت: تفكر و تخيل انسان بايد مصالح و سازه سخت را به صورت فرم‌هاي دلپذير و انساني شكل دهد.

5- سنت: تبعيت و نه تقليد از سنت اساس تفكر معماري ارگانيك است.

6- تزئينات: رابطه‌ي تزئينات به معماري همانند گل‌ها به شاخه‌هاي بوته مي‌باشد.

7- روح: روح چيزي نيست كه به ساختمان القا شود، بلكه بايد در درون آن وجود داشته باشد و از داخل به خارج گسترش يابد.

8- بعد سوم: برخلاف اعتقاد عمومي بعد رض نيست، بلكه ضخامت و عمق است.

9- فضا: عنصري است كه دائماً بايد در حال گسترش باشد.

     شاهكار معماري فرانك لويد رايت و نظريه‌ي ارگانيك را مي‌توان در خانه‌ي آبشار(خانه کافمن ) ديد.

     ديگر شخص مطرح در اين شيوه‌ي معماري آلوار آلتو معمار فنلادي است. اكثر كارهاي او با چوب و آجر است. معماري او يك معماري منطقه‌گرا است.

     

     جريان ديگري هم در معماري به وجود آمد كه محصول قرن بيستم محسوب مي‌شود؛ اين جريان را مي‌توان شاخه‌ي سوم معماري غرب نام‌گذاري نمود. سبك‌ها و جرياناتي را كه در اين شاخه مي‌توان گنجاند به شرح ذيل مي‌باشد.

      جنبش فوتوريسم كه انقلابي‌ترين نگرش را نسبت به جهان مدرن دارد و در ايتاليا، بيش از جنگ جهاني اول ظهور كرد و شروع جنگ، آغازي بود بر پايان اين جنبش. در سال 1915 كه ايتاليا وارد جنگ شد، بسياري از پيروان فوتوريسم با توجه به افكار ملي‌گرايانه خود و به طرفداري از افكار انقلابي فاشيست‌ها راهي جبهه‌هاي جنگ شدند. " سانت اليا" هم كه مطرح‌ترين فرد در اين مكتب هنري بود، در جنگ شركت كرده و در خط مقدم كشته شد.

     پديد‌ آورندگان اين مكتب، خواستار جهاني بودند كه يكسره خود را با شرايط جديد به وجود آمده در اثر انقلاب صنعتي و ظهور تكنولوژي جديد تطبيق دهد و هر آنچه مربوط به گذشته بود را به بوته‌ي فراموشي بسپرد. سرعت را مي‌توان به عنوان موضوع اصلي اين سبك مطرح كرد. هيچ ساختمان مهمي به اين سبك ساخته نشد.

     از ديگر سبك‌هاي اين شاخه كانسترآكتيونيسم مي‌باشد. معماري كانسترآكتيونيسم، يكي از سبك‌هاي مهم براي تبيين اصول و ارائه‌ي ساختمان‌هاي مدرن در بين دو جنگ جهاني بود، خاستگاه اين معماري شوروي بود و تنها سبكي است كه طي چند سده‌ي گذشته در اين كشور ظهور كرده و بر معماري و هنر غرب تأثير گذارده است.

     كانستراكتيويسم‌ها همچون فوتوريست‌ها و ساير مدرنيست‌ها، اعتقاد به تكنولوژي، صنعت و عملكرد داشتند. يكي از اولين ساختمان‌هاي سبك كانستراكتيويسم كه نماد اين سبك نيز محسوب مي‌شود، ماكت‌ بناي يادبود بين‌الملل سوم است كه توسط "ولاديمير تاتلين" در سال 1920 طراحي شده است.